#همیشه_یکی_هست_پارت_195
- واس خاطر اين دويدم .
رو به مرده گفتم :
- پاشو برو .
همينجوري داشت مات نگاهم ميكرد كه گفتم :
- هنوز كه وايسادي . دِ برو دِ .
سريع دو تا پا داشت دو تاي ديگه هم قرض كرد و رفت .
هيراد متعجب كيف و ازم گرفت و گفت :
- اين و كي ازم زد ؟ اصلا نفهميدم . تو از كجا فهميدي ؟
تيزي رو گذاشتم جيبم و گفتم :
- يه مانتو هم ضرر كردم .
هيراد نگاهش و بهم دوخت و گفت :
- نگفتي از كجا فهميدي ؟
سرم و انداختم پايين گفتم :
- اينجور كارا رو ما خيلي وقت پيش كرديم . ديگه حواسمون جمعه .
خجالت ميكشيدم . از سابقه ي درخشانم استفاده كرده بودم . همچين افتخارم نداشت . صداي هيراد و شنيدم :
- به هر حال ممنون
سرم و گرفتم بالا چشمام افتاد تو چشماش گفتم :
- كاري نكردم .
- چرا خيلي كار مهمي برام كردي . اگه كيفم و ميزد بايد كلي دوندگي ميكردم تا همه ي مداركم و دوباره بگيرم تازه همه ي پولامم سوخت ميشد دستم به اونا ديگه عمرا ميرسيد .
سرم و انداختم پايين همينجوري كه دستم و رو جاي خالي دكمه ي پالتوم ميكشيدم گفتم :
- خواهش .
- پالتوتم خراب شد .
- چيزي نيست . يه دكمه ميخواد رديفش ميكنم .
romangram.com | @romangram_com