#همیشه_یکی_هست_پارت_167

هميشه يكي هست بفهمه چي ميگي غمات و ببينه

هميشه يكي هست كنار غروب غريبيت بشينه

هميشه يكي هست كه از كوله بارت بگيره غبار و

چشات و بگيره نذاره ببيني بد روزگار و

هميشه يكي با دو تا چشم معصوم حواسش بهت هست

يكي مثل آيينه مثل سايه آروم حواسش بهت هست

هميشه يه جايي كه پات و بريدن كه دستات و بستن

يه جايي كه دردا با ديوار و زنجير سر رات نشستن

هميشه يه جايي كه هيچ حرف و راهي جز افسوس نداري

يه جايي كه هيچي نه عشق و نه شعر و ديگه دوست نداري

يكي با يه قلب هراسون و لرزون حواسش بهت هست

يكي مثل ابرا پريشون و گريون حواسش بهت هست

هميشه يكي با دو تا چشم معصوم حواسش بهت هست

يكي مثل آيينه مثل سايه آروم حواسش بهت هست

چه آهنگ آرومي بود . دلم ميخواست تا ابد ادامه داشته باشه . انگار هيراد باهام هم فكر بود چون دوباره زد همون آهنگ بياد . ناخود آگاه يه لبخند رو لبم نشست .

صداي آروم هيراد من و از فكر و خيالام در آورد گفت :

- يه سوال

آروم گفتم :

- بپرس .

سرش و خم كرد سمتم و گفت :

- باهام قهري كه نگاهم نميكني ؟

جا خوردم واسه حفظ ظاهرم كه شده سرم و برگردوندم . نگاهم افتاد تو چشماي شيطونش . گفتم :

- نه .

- خوب حالا بهتر شد .


romangram.com | @romangram_com