#همیشه_یکی_هست_پارت_140
- زود ميري ؟
خنديد گفت :
- خوابي؟ ساعت 7 شده دارم ميرم خونه .
از جام پريدم گفتم :
- اِ پس چرا من نفهميده بودم ؟
- كمتر خر خوني كن . من برم الان فريد صداش در مياد
ازش خداحافظي كردم و رفت . چراغ اتاق هيراد هنوز روشن بود . يكم آشپزخونه رو جمع و جور كردم تا بره و در و قفل كنم ولي انگار قصد رفتن نداشت به سمت اتاقش رفتم و گفتم :
- نميرين ؟ ميخوام در و قفل كنم .
نگاهم كرد گفت :
- چرا داشتم ميرفتم .
كتش و از پشت صندليش برداشتم و پوشيد به سمت در رفتم و منتظرش شدم . سلانه سلانه به طرف در ميومد از كنارم رد شد زير لب خداحافظ گفتم برگشت سمتم و گفت :
- انگار يه عذر خواهي بهت بدهكارم .
لحنش اصلا عذر خواهانه يا چيزي شبيه بهش نبود . اخمام تو هم رفت دستام و رو سينم قلاب كردم و گفتم :
- بابت ؟
صاف جلوم وايساد . يه دستش تو جيب شلوارش بود و يه دستشم به كيفش . تقريبا قدم تا سينش ميرسيد . با يه بيخيالي ذاتي كه حرص آدم و در مياورد گفت :
- بابت برخورد اون روزم كه تازه امروز يادت افتاده به روم بياريش .
شاكي شدم با لحن پرخاشگر گفتم :
- ببين آقا ! من بهت اجازه نميدم در موردم اين جوري قضاوت كني . يا هر وقت هر چي كه از دهنت در اومد بارم كني . من نه تو سري خورم نه از اوناشم كه خيلي راحت از كنار حرفايي كه بهم ميزنن بگذرم . تو خيال كردي همه چي به ظاهره ؟ يا اينكه فكر كردي ميتوني دم به دم من و مسخره كني ؟ من اگه تيريپم فرق داره اگه مدرك درست و حسابي ندارم يا اينكه حرف زدن بالا شهري بلد نيستم در عوض خيلي چيزارو تجربه كردم كه تو و امثال تو توي خواباتونم نديدينش . تو ميدوني يه دختر وقتي توي كوچه پس كوچه هاي پايين شهر زندگي ميكنه چه دردسرايي داره ؟ فكر كردي دلم ميخواد تيپ و قيافم اين ريختي باشه ؟ واسه ي اينكه بتونم زندگي كنم و كسي نگاه چپ بهم نندازه بايد اينجوري ميشدم . فكر كردي راحته كه اين همه سال راه كج نري ؟ وقتي كه همه ي بچه ها اسباب بازياشون دستشون بود و روي پاي باباهاشون نشسته بودن من از صبح تا بوق شب دنبال پول بودم تو خيابونا واس خاطر اينكه باباي عمليم خماري نكشه و موادش به راه باشه . ميدوني وقت و بي وقت توي كوچه هاي پايين شهر تهران جون سگ كندن چقدر سخت و ترسناكه ؟ وقتي كه گُله به گُله عملي و دزد و قاچاقچي و صد جور آدم ناتوي ديگه منتظرن يه بلايي سرت بيارن ؟ يا نه فكر كردي دختر بودن اونم يه دختر يتيم بودن با اون وضع زندگي من خيلي آسونه ؟ يا چيز پيش پا افتاده ايه ؟ يا مثلا وقتي كه مجبور ميشي واسه ي يه جاي خواب در به در صبح تا شب تو خيابونا علاف باشي آخرشم هيچ كس نباشه يه كمك بهت برسونه واقعا اينا به نظرت سادست ؟ اومدي ديدي كجا زندگي ميكردم . خوب تماشا كردي ولي چيكار كردي ؟ حتي فرداش يه سوال كوچيكم در موردش ازم نكردي . رسم شما پولدارا همينه . ميبينين يه بدبختي كنار پاتون داره بال بال ميزنه ولي واستون اُفت داره كه دستش و بگيرين . اونوقت همين عمو رحيم بنده خدا كه آه نداره با ناله سودا كنه تا فهميد تو لَبَم هر كار ميتونست كرد . شايد جايي كه الان توش زندگي ميكنم انباري باشه ولي حداقلش اينه كه قدرش و ميدونم . كار عمو واسم ارزش داشت . همين كه تونستم بي دردسر و دَنگ و فَنگ به اينجايي كه الان هستم برسم خودش خيليه . واسم مهم نيست امثال تو از روي ظاهرم چه برداشتي ميكنن . شماها از اوناشين كه فقط 1 قدم جلوي پاتون و ميبينين .
دستي به مانتوم زد و گفتم :
- اگه واس خاطر اين لباسا و 4 تا حرف با كلاس كسي ميخواد بهم احترام بذاره صد سال سياه ميخوام نذاره . اون موقع كه اينا تنم نبود بايد نشون ميدادي كي هستي . كه واقعا فرهنگت در چه حديه . واقعا فكر كردي فرهنگ به 4 تا مدركه ؟ در اون دانشگاه و بايد گِل گرفت وقتي تحصيل كرده هاش اينجوري فكر ميكنن .
با اخماي تو هم خيره به چشمام مونده بود آروم تر گفتم :
- از ما كه گذشت ولي از اين به بعد سعي كن با قضاوتاي الكي دل يكي مثل من و نشكوني .
romangram.com | @romangram_com