#همیشه_یکی_هست_پارت_137
- دستتون درد نكنه زحمت كشيدين .
كيسه هاي خريد و برداشتم فريد گفت :
- خواهش ميكنم اين چه حرفيه .
از سها هم خداحافظي كردم و به سمت ساختمون رفتم . با كليد در و باز كردم . سركي به اتاق عمو رحيم كشيدم هنوز برنگشته بود . خداكنه شب نياد ! حوصله ي ترس و لرز و نداشتم دوباره ! واقعا من هموني بودم كه جيب مردم و بدون ترس ميزدم ؟ يا وقتي مهدي تيزي گذاشت زير گلوم صدام در نيومد و دست خالي پَسِش زدم ؟ از وقتي اومده بودم اينجا عين اين بالا شهريا سوسول شده بودم .
رفتم سمت انباري . كيسه هاي خريدم و يه گوشه گذاشتم زير چشمي نگاهشون ميكردم . انگار داشتم به يه بمب دست ساز نگاه ميكردم ! يه حسي قلقلكم ميداد كه دوباره بپوشمشون . جلوي سها روم نميشد زياد به خودم نگاه كنم . اصلا چرا از اين لباسا خجالت ميكشيدم ؟
با اين فكر از توي كيسه در آوردمشون . اول مانتو رو تنم كردم و بعد شال رو روي سرم انداختم . سعي كردم از مدلي كه سها سرش ميكرد تقليد كنم ولي فقط دور گردنم الكي ميپيچوندمش و به هيچ صراطي هم م*س*تقيم نبود !
بايد سر فرصت يه مقنعه ميخريدم . اينجوري نميتونستم تو دفتر برم .
****
مثل بچه اي كه براي لباس عيداش شوق و ذوق داره صبح از خواب بيدارشدم . مانتو رو تنم كردم . يادم مقنعه ي سها افتادم كه هنوزم پيشم بود . با دقت سرم كردم و سر ساعت 8 رفتم بالا . مدام مواظب بودم قطره هاي آب نپره رو مانتوم . برام جديد بود . فقط زياد توش احساس راحتي نميكردم . مخصوصا كه مقنعه همش جلو دست و پام و ميگرفت و عصبيم ميكرد .
با صداي جيغ كوتاهي ترسيدم و برگشتم سمت در سها جلوم وايساده بود نزديك اومد و گفت :
- واي نگاش كن . چقدر بهت مياد بلبل .
بعد مكثي كرد و گفت :
- نه بلبل به اين لباسا نمياد .
لبخند رو لبم نشسته بود گفت :
- ديگه دوست ندارم بلبل صدات كنم . ميخوام سُرمه صدات كنم .
- آخه …
پريد وسط حرفم :
- آخه و اما و اگر نداره . دلت مياد با اين تيپ و قيافه بهت بگن بلبل ؟ يه نگاه تو آينه كردي ؟
نگاه كرده بودم . بارها هم به خودم گفته بودم سُرمه . ته دلم يه حس شيريني داشتم . هيچي نگفتم همونجوري كه به سمت ميزش ميرفت گفت :
- پس تصويب شد .
واسه ي اينكه بحث و منحرف كنم گفتم :
- پس آقا فريد كو ؟
- دادگاه داشت من خودم اومدم .
سر تكون دادم و دوباره مشغول كارام شدم . صداي سلام و احوالپرسي سها و هيراد و با هم ميشنيدم هيراد يه راست اومد تو آشپزخونه و با لحن مودبي گفت :
romangram.com | @romangram_com