#همین_که_حال_من_خوش_نیست__پارت_193
-جلو نیا؟؟
قهوه ای های به غم نشسته اش را دوست ندارم
-اومدم اینجا که ازت دور باشم،چرا دست از سرم بر نمی داری؟؟!
-عزیزم..!..
-به من نگو عزیزم!؟؟
هق میزنم
-برو بیرون؛... کی از زندگیم پاک می شی؟!
-گلسا؟!
-چرا تمومش نمی کنی؛چرا تموم نمی شی؟!!
عقب عقب می روم وبه دیوار تکیه می زنم،سر می خورم ومی نشینم؛پاهایم را داخل شکم برجسته ام جمع میکنم ،دست هایم را دور زانویم حصار می کنم...
قهوه ای هایش برق می زنند
-من این بچه رو بهت نمیدم..
هق میزنم
-مال خودمه،تو رو خدا برو...تاوان ارش رو پس گرفتی..
زار میزنم
-مال خودمه..!..
romangram.com | @romangram_com