#همه_سهم_دنیا_رو_ازم_بگیر_پارت_145


-يعني ميگي کتک بخورم و هيچي به هيچي؟

-دفاع مي کردي.

-اينم نوعي دفاعه.

-مي دوني شاهدي نداري؟

-پس تو چي هستي؟

فرشته پوزخندي زد و گفت:يعني فکر مي کني اين کارو برات مي کنم؟

-چرا بر اون؟

فرشته ساکت شد که صداي بلند سبحان را شنيد که گفت:چرا اون لعنتي؟

فرشته به آرامي گفت:عاشقشم.

سبحان ناليد:از کي؟

-بيشتر از دو ساله...

-منم...دوست داشتم.

-خواهش مي کنم من بعد از دو سال بهش رسيدم ازم نگيرش.

-خودت گفتي شاهدي ندارم...فردا آزادش مي کنن.

-مي دونستي آزاد ميشه پس چرا شکايت کردي؟

-شايد برا عشقي که اون عصر کوفتي تو چشم تو ديدم براش و ساده گذشتنت از من....نمي دونم...آدما هر کدوم سهمي يکي هستن و تو....خوشبخت بشي!

-متاسفم!

-نباش....گاهي بايد مرد بود حتي به اجبار.

-پيداش مي کني.

-شايد...خداحافظ

romangram.com | @romangram_com