#هم_قفس_پارت_57

_درباره من این جوری فکر می کنی؟رفاقتمون برام خیلی با ارزشه.

_می دونی افشین،عزیزم وقتی زنده بود خیلی راحت بودم،آقام همه چیز رو سپرده بود به دست عزیزم.منتها عزیزم این همه سخت گیری نمی کرد.تا حالا چند بار به سرم زده که خودموبکشم،هیچ وقت توخونه راحت نیستم.رفت وآمدهام کنترل می شه،حتی لباسام رو آقام انتخاب می کنه.من جوونم افشین،دلم می خوادهزارتارفیق داشته باشم،دوست دخترداشته باشم،به خداخسته شدم،گاهی وقتادلم می خوادبزنم به سیم آخرو یه کاری بکنم که به آقام بفهمونم منم آدمم،احتیاج ندارم توهرکاری یه نفر دیگه به جام تصمیم بگیره.

_با خواهروبرادرات هم همین طوره؟

_تا قبل از این که ازدواج کنن آره،ولی آقام عقیده داره کسی که ازدواج کرده اختیارش دست خودشه،تا قبل از ازدواج باید تحت کنترل خونواده اش باشه.

_خب،زن بگیر.

_شوخی می کنی،کی به من زن میده؟با سرووضعی که من دارم هیچ دختری تا حالا نگام نکرده،یه کلمه حرف درستو حسابی نمی تونم بزنم.آقام واسه من تصمیم می گیره،بدون اجازه اش آب نمی تونم بخورم،کدوم خری میاد زن من بشه؟

_سر و وضع تو بد نیست مهرداد،فقط مثل بچه خرخونهاس!خیلی ازدختراازبچه مثبتی مثل توکه همه اش سرش توکتاب ودفتره خوششون میاد.آدمامتفاوتن،با سلیقه های متفاوت.اگه خودت بخوایی می تونی یه نفر که تومایه های خودته پیدا کنی.همه اش دست می ذاری رو دخترایی که بهت نمی خورن.

_تقصیر من نیست افشین،من از دخترایی که آقام برام انتخاب می کنه خوشم نمیاد،من از دخترای خوشگل و خوش تیپ خوشم میاد.اونایی که من می پسندم اصلا تحویلم نمی گیرن،اونا می گردن دنبال پسرایی مثل تو.خیلی دلم می خواد مثل تو باشم،تا وقتی که سلطه آقام روسرمه نمی تونم اون جوری که می خوام باشم.نمی ذاره.

_زیاد فکرش رو نکن،مگه من کی ام؟تو همین جوری که هستی خیلی ازمن بهتری،آدماذاتااین جورین،هیچ وقت ازوضعیت فعلیشون راضی نیستن.زیاد به این چیزا فکرنکن،خودت باش،مطمئن باش بالاخره یکی پیدامی شه که یه روزی عاشقت بشه.

romangram.com | @romangram_com