#هم_قفس_پارت_294
رویا بلند شد و در حالی که میومد طرفم گفت:
_دسته گل این پسره رو که هنوز روبراه نکردیم!
اف اف رو ازم گرفت و جریان رو خلاصه برای افشین تعریف کرد و وادارش کرد که بیاد بالا و چند دقیقه منتظرشون بشه.زود رفتم سطل آب رو گذاشتم توی اتاق پیش سپیده و برگشتم جلوی در،افشین اومد تو.دلم میخواست آریا رو غرق بوسه کنم،اگه اون بلا رو سر اتاق من نمی آورد، افشین پاشو توی خونه من نمی ذاشت.
_خوش اومدین.
_مرسی.
_شام خوردین؟
_نه،سیرم،لطفا به سپیده بگید زودتر کارش رو تموم کنه،من کار دارم.
_چشم.
romangram.com | @romangram_com