#هم_قفس_پارت_293
_بعدا نه،همین حالا،بچه من اینجا رو بهم ریخته،خودمم باید تمیزکنم.
_باشه،منم کمکت می کنم.
رویا و رعنا نشستن توی پذیرایی به غیبت کردن،آریا هم خیلی معصومانه کنار رویا نشسته بود،فهمیده بودکه کار اشتباهی کرده و خوب می دونست که تا پاک شدن آثار جرم باید ساکت بشینه.رفتم توی آشپزخونه و آب و دستمال و وایتکس برداشتم که زنگ زدن،اف اف رو برداشتم.
_بله؟
_سلام،افشینم،بگین بیان پایین لطفا.
_سلام تشریف بیارید بالا.
_نه،مرسی.
همون طوری که اف ف دستم بود به رویا گفتم:
_اومدن دنبالتون.
romangram.com | @romangram_com