#هم_قفس_پارت_111
چراغ رو خاموش کردم و روی صندلی نشستم.
_تو شام خوردی؟
_هنوز نه.
_امروز خیلی گرفتار من شدی.من امروز خیلی با تو خشن بودم،معذرت می خوام.
_باور کن من اصلا ناراحت نشدم.
_باور می کنم.می دونم که منو دوست داری،خودت یه بار بهم گفتی،یادته؟
_مگه می شه یادم بره؟
_حتی اگه خوب نشم بازم منو دوست داری؟
_تو خوب می شی ستاره،تو فقط یه کمی سرخورده و عصبی شدی،همین.تو هر جوری که باشی من دوستت دارم.تو پرنورترین ستاره ای بودی که تو زندگیم درخشید،اگه منو بخوای تا آخر عمرم پیشت می مونم،هیچ وقت تنهات نمی ذارم،ولی تو بعضی وقت ها یه جوری با من برخورد می کنی که فکر می کنم از من بیزاری.
romangram.com | @romangram_com