#هم_خونه_پارت_206
.یلدا ملتمسانه گفت بچه ها دیگه از شهاب حرؾ نزنید
نرگس دوباره پرسید. حرؾ بزن. ببینم چی شده آخه؟
.یلدا گفت به شرط اینکه فقط گوش کنید و بیخود دلداریم ندین
و بعد از روز گذشته تعریؾ کرد و ادامه داد میدونید بچه ها تا دیروز انگار همه اش خودم برو میخواستم یکجوری قانع
کنم
که شهاب دوستم داره و داره فیلم بازی میکنه. فکر میکردم عاقبت خسته میشه و حقیقت رو بمن میگه. فکر میکردم یک
روزی میرسه که رو در روی میترا میاسته و بهش میگه که عاشق منه. اما دیروز وقتی میترا اومد خونه اش حس کردم بد
جوری دارم
سر خودم کلاه میذارم. فهمیدم شهاب واقعا روی همون حرفهایی که از اول توی گوش من پر کرده هست و تصمیمش
عوض
نشدنیه. و اگه من اونجام فقط بخاطر شرط و شروط حاج رضاست. امروز وقتی میدیدم نگران من شده و برای صبحانه
میاره
میخواستم بهش بگم که نگران این هستی که نکنه آخر ماجرا اونطوری نشه که به مرادت برسی؟
راستش دیگه نمیخوام به حرؾ دلم گوش بدم. انگار دل من دیگه راست نمیگه و حرؾ نگاه و صدای قلب و نفسهای داغ و
.لرزشها رو باید بریزم دور
شهاب مال میتراست و من اونجا اضافی ام . از شما میخوام کمک کنید یک خونه ی اجاره ای پیدا کنم. میخوام بدون
سروصدا از
.اونجا برم
نرگس گفت دیوونه شدی؟ مگه پیش حاج رضا نمیری؟
.نه . نمیخوام شهاب هیچوقت من رو پیدا کنه
.فرناز گفت پس تو میدونی که دوستت داره و دنبالت میگرده
.نه. میدونم اینطوری نیست. اما نمیخوام حتی احتمالش رو بدم که بعد از رفتنم دیگه حتی تصادفی هم ببینمش
خونه ی حاج رضا خونه ی پدرشه. اون به هر حال ممکنه به اونجا سر بزنه. اما من نمیخوام دیگه حتی از شهاب
.اسمی بشنوم . دیگه وقتشه که بخودم فکر کنم
...چشمهای یلدا بی رمق به میز خیره ماند
. نرگس اشکهایش را پنهان نکرد. تازه میفهمید که تصمیم یلدا تا چه حد جدی است.همیشه از عاقبت این ازدواج میترسید
.همیشه از عاقبت این عشق که دوستش را آنطور به ویرانی کشیده بود میترسید
فرناز دست دراز کرد و دست یلدا را فشرد و با بؽض گفت یلدا مطمئنی؟
.اشک یلدا روی میز چکید و سر را بعلامت تایید تکان داد
یلدا و نرگس و فرناز چنان اشک میریختند که گویی شهاب را با قطره قطره های اشکشان دفن میکردند. هر سه با
.تمام وجود گریه میکردند173
.یلدا برای از دست دادن تنها عشقش و اندو برای تنهایی یگانه دوست عزیزشان
فرناز به یلدا قول داد تا از ساسان کمک بخواهد و زودتر برای یلدا یک کاری پیدا کند تا هم سرگرم شود و هم بتواند برای
romangram.com | @romangram_com