#هلاک_و_هستی_پارت_78
پونه چهره اش در هم رفت ولی حرفی نزد. او حرفی نداشت که بقیه اجاره خانه را بپردازد، اما به تدریج موضوع حسابگری و خست حمید او را آزار می داد.
هنوز یک ماه از ورود او به این آپارتمان کوچک و خفه نگذشته بود و او هم به هیچ وجه دلش نمی آمد که هزینه اسباب و اثاثیه نو را بپردازد و جهیزیه را در این محل کوچک و کهنه پهن کند. از سوی دیگر ، می دانست که تمام اقوا به اورپا سفر می کنند و چه بسا دلشان بخواهد سری هم به او بزنند . پونه برای اولین بار از این که در ازدواج با حمبد عجله به خرج داده بود پشیمان شد . به ناچار یک شب به حمید گفت که بهتر است هرچه زود تر به چند آژانس املاک بسپارند و آپارتمانی بزرگتر و لوکس تر در یک محلهء خوب پاریس اجاره کنند.
حمید موافقت کردو بعد از اینکه لحظه ای به فکر فرو رفت ، رو به پونه کردو گفت:« پونه جون،تو که وضع مالی بابات خوبه ، چرا تشویقش نمی کنی اینجا برات یه آپارتمان بخره؟ احتیاجی هم نیست که همه رو نقد پر داخت کنه،می تونه خونه رو به صورت نقد و اقساط خریداری کنه!»
پونه به او نگاهی کردو گفت :«آخه حمید، روم نمی شه بهش بگم این همه پول بده می خوام آپارتمان بخرم!»حمید خنده ای کردو گفت:« این چه حرفیه می زنی؟ اولا فقط پول جهیزیه بهت داده . اگه قرار بود توی تهران باشیمکه مجبور بود برات آپارتمان بخره. حالا چه فرقی داره چه اینجا چه ایران!»
پونه چشمهایش از حیرت گرد شد و با ناراحتی گفت:« از کی تا حالا مُد شده عروس برای داماد خونه بخره؟ مگه پدر من روی گنج نشسته؟»
حمید با دلخوری پاسخ داد:« عزیزم فکر نکن من به مال پدر تو چشم دارم. خودت می دونی من به همین آپارتمان کوچیک هم راضی هستم. این تو هستی که دلت خونهء بزرگ و شیک می خواد . در ثانی ، مگه گیتی، دختر دایی ت، با اون خوشگلی و خوبی تو خونه خودش زندگی نمی کنه و روزبه خان هم به عنوان شوهر و پدر بچه اش تو اون خونه می خوره و می خوابه!»
پونه دیگر نتوانست خونسردی خود را حفظ کند و با صدای بلند فریاد زد : به به ، چشمم روشن! دیگه چی؟ دیگه از فامیل من چی می دونی که تا حالا توی دلت قایم کردی و بروز ندادی ؟»
حمید با لحن نه چندان دوستانه ای گفت:« بهتره اینجا داد و فریاد راه نندازی، می بینی که آپارتمانها کوچیکه و دیوار ها هم نازک ، صدا همه جا به راحتی پخش می شه. در ثانی ، خودت گفتی که روزبه مفت خور و تنبله و گیتی رو استثمار کرده، مگه نگفتی؟»
romangram.com | @romangram_com