#هلاک_و_هستی_پارت_285


گیتی متوجه شده بود که تمام هنر جویان و شاگردان او ، همانند خودش ریش گذاشته و موهایشان را کمی بلند کرده و با فرقی از وسط آنها را در اطراف صورتشان رها کرده اند .گیتی این حالت درویشی و عرفانی او را دوست داشت ومی پسندید .

هرچه می گذشت ، سعید در نظرش دوست داشتنی تر و محبوب تر جلوه می کرد . رفتار محبت آمیزش با آرش و حوصله وصبری که در آموزش او به کار می برد ، به دل گیتی می نشست و خوشحال بود که پسرش کمبود مهر پدری را می تواند از مرد بیگانه ای که شاید در آینده محرم و نزدیک او شود ، دریافت کند .

گیتی کاملا از رفتار و گفتار سعید احساس کرده بود که مورد توجه او واقع شده است ، اوایل ، آن جرئت و شهامتی که انتظار داشت در سعید دیده نمی شد ، اما به تدریج به خاطر رفتار مهر آمیز و ملایم گیتی ، گویی جسارتی پیدا کرده بود و بی محابا گهگاه جملاتی بر زبان می آورد که دال بر عشق و محبت زیادش به گیتی بود .

سعید مدتها بود که دیگر بر روی زمین قدم نمی زد ، بلکه در آسمانها پرواز می کرد . آهنگی که ساخته بود و نام گیتی بر آن گذاشته بود ، به تازگی بر روی نوار آمده و به طرز عجیب و حیرت آوری مورد استقبال و توجه مردم قرار گرفته بود . به طور مرتب از رادیو و تلویزیون پخش می شد و خواننده آن که یکی از استادان بزرگ آواز بود ، در ارائه هنرش و هنر سعید مهرابی ، سنگ تمام گذاشته بود . همه هنر شناسان و هنر دوستان بر این عقیده بودند که حتی نواختن سعید در قطعات مختلف آن به طرز شگفت انگیز و باور نکردنی ای با گذشته فرق کرده و از شور و احساس جدیدی سخن می گوید . گیتی هم آن را شنیده بود . اما تا زمانی که

صفحه 344

سعید نوار آن را در اختیار او نگذاشته بود ، نمی دانست نامش گیتی است .

وقتی در خانه بود ، متوجه نام آهنگ شد . بی اختیار خون به صورتش دوید . نمی دانست سعید نام آن را به چه منظور گیتی گذاشته است . دلش می خواست از او سوال کند ، اما شرمش می آمد در این باره حرفی بزند .از طرفی ، وقتی نزد خود محاسبه می کرد که چه موقع سعید این آهنگ را ساخته و به مرحله اجرا در آورده ، متوجه می شد به طور حتم ماهها قبل از دیدار او بوده و در آن هنگام با گیتی آشنایی نزدیک نداشته است .


romangram.com | @romangram_com