#هلاک_و_هستی_پارت_235
شروین کی بر میگرده؟میدونی مسافرتش چقدر طول میکش؟
گیتی گفت:-خودش گفته هر چه زود تر بر میگردم،به شرطی که کارها خوب پیش بره و به نتیجه برسه.
پونه گفت:-دانشگاهها تا یکی دوماه دیگه باز میشن،شروین باید خودش رو برسونه.
گیتی سری تکان داد گفت:-حتما،حتما باید تا اون موقع بیاد.و نگاهش را
• برای دستیابی از پونه دزدید . احساس می کرد که باز پونه حالش خوب نیست و دنبال بهانه می گردد .
گیتی ناخودآگاه به پونه نگفت که شروین به او زنگ زده و حال بچه ها را پرسیده است و نیز نگفت که خاله شادی در به در دنبال پارچه ی لباس عروسی و آینه شمعدان و غیره است . گیتی می دانست اگر یک کلمه از این حرف ها را به میان آورد ، پونه چه بلوایی بر پا می کند . ترسی ناگهانی وجود او را در بر گرفت . چهره و نگاه پونه نشان از کینه و انتقام می داد و لبهایش حالتی بیگانه و غمگین به خود گرفته بود .
romangram.com | @romangram_com