#هلاک_و_هستی_پارت_168
گیتی حرفی نزد و دوباره چشم هایش را بست . آیا میتوانست با هم با روزبه زیر یک سقف زندگی کند ؟ آیا میتوانست وجود بچه او را تحمل کند و حرفی نزند ؟ کور سوی امیدی به او می گفت که چه بسا تمام گفته های آن زن دروغ باشد ! اما چشامهای پسرک که شباهت عجیبی به روزبه داشت ، گویای حقیقتی تلخ و دردناک بود . خودش میدانست که پدرش به هیچ وجه از این موضوع نمیتواند چشم پوشی کند که شوهرش آن قدر بی وفا و خیانتکار باشد . مگر او چه کم داشت ؟ و یا چه چیزی برای او کم گذاشته بود ؟
آرش و ماندانا با نگرانی دورش نشسته بودند و چون اطلاعی از موضوع نداشتند گمان می کردند مادرشان بیمار است . وجود پدر بزرگ و مادر بزرگشان دلگرمی بزرگی برای آنها محسوب می شد . منظر سعی میکرد با خوشرویی و مهربانی به آنها بفهماند که موضوع مهمی نیست و حال گیتی به زودی خوب می شود. بالاخره با هزار زبان بچه ها را راضی کرد که مادرشان را تنها بگذارند تا او بتواند استراحت کند .
در این فرصت که حال گیتی بهتر شده بود ، فرهاد با اندوه و مهربانی نگاهش کرد وگفت :` دخترم فکر هیچ چیز رو نکن ! اگه این خبر واقعیت داشته باشه پدرش و در میارم !"
گیتی به گریه افتاد و فرهاد ادامه داد : " باید بدونی که این مرد لیاقت تو رو نداره ! من از اول هم به تو گفتم ولی گوش نکردی . دیگه صلاح نیست با اون زندگی کنی . مرتیکه بی لیاقت رفته برای باوههای من برادر از زن صیغهای درست کرده ! خجالت داره ! باید بدونی من موارد دیگه ای هم از اون دیدم ، حتی مچش رو هم گرفتم اما به تو نگفتم . برای اینکه میدونستم بهش علاقه مندی و نمیخوای زندگی تو از هم بپاشی ."
گیتی با تعجب نگاهش کرد و پرسید :` راست میگی بابا ؟!! چطور به من نگفتی ؟!"
فرهاد گفت :" برای اینکه فکر میکردم شاید سرش به سنگ بخوره و دست از این کارهاش برداره ! فکر میکردم که این بچه های بی گناه رو بی پدر نکنم ، همین !"
گیتی با بغض پرسید :` بی پدر ؟ یا بی مادر ؟ این روزبه ای که من میشناسم بچه ها رو از من میگیره "
فرهاد سری تکان داد و گفت :" غلط کرده ، بالایی به سرش میارم که خودش با التماس بچه ها رو تقدیمت کنه . این دفعه چون پای یه بچه دیگه هم در میونه تو نباید به هیچ وجه اونو ببخشی . میفهمی ؟ گیتی باید بدونی در صورتی طلاقت رو میگیرم و بچه هات رو بهت میدم که دیگه برای همیشه اسم این مرتیکه رو نیاری . وگرنه هیچ قدمی برات بر نمیدارم . بهتره خوب فکرهات رو بکنی ! تو زن جوونی هستی ، خوشگلی داری لیاقت داری و پولداری ! اگه یه ذره غرور هم داشته باشی دیگه حاضر نمی شی نگاهش کنی . چه برسه به اینکه اونو ببخشی !"
romangram.com | @romangram_com