#هکر_قلب_پارت_218
_تو اصلا حرف نزن خب؟بای
_خداحافظ
اگه این دوستای دیوونه تر از خودم رو نداشتم واقعا میخواستم چیکار کنم؟از پیشنهادشون خوشحال شدم....
***
داشتم کفشام رو پام میکردم که هما از اتاقش خارج شد و وقتی من رو توی اون حالت دید گفت:
_به سلامتی بی خبر داری کجا میری؟
کمرم رو راست کردم و گفتم:
_بچه ها برام تولد گرفتن...من برم تا دیر نشده..کاری نداری؟
با نگرانی گفت:
_سعی کن زودتر برگردی...با اتفاقات دیشب میترسم شهاب یا شروین بیان پیشت...
در حالیکه در رو باز میکردم گفتم:
_هیچ غلطی نمیتونن بکنن..خداحافظ...
نامطمئن گفت:
_خداحافظ
خارج شدم و در رو بستم...آرزوم این بود که شهاب دنبالم بیاد..ولی....
نفس عمیقی کشیدم و رفتم سمت آسانسور....
در پارکینگ رو بستم..نگاهی به اطراف انداختم به امید اینکه شهاب رو ببینم...به امید اینکه بدونم میخواد از دلم در بیاره..به امید اینکه بتونم کاراش و غیرتاش رو به حساب دوست داشتن بزارم..ولی نبود...نیومده بود...سوار ماشین شدم...به آخر کوچه زل زدم...بیا شهاب..بیا و حرف بزن....منو از گمراهی در بیار...دارم از فکر دیوونه میشم...کمربندم رو بستم..ماشین رو حرکت دادم و ضبط رو روشن کردم....شاید این آهنگ از محسن یگانه بدترین آهنگی بود که میتونستم توی اون لحظه گوش بدم...ولی بدون اینکه بخوام گوش دادم...
کاش که تو رو ســــــرنوشت ازم نگیره...
میترسه دلــــم..... بعد رفتنت بمیره..
اگه خاطره هام... یادم میارن تو رو
لااقل از تو خاطره هام نــــــــرو
کی مثل مــــــن واسه تو قلب شکسته اش میزنه...
آخه کی واسه تو مثل مــــنه...
romangram.com | @romangram_com