#هکر_قلب_پارت_219
بمــــــــــــون..دل من فقط به بودنت خوشه..
منو فکر رفتن تو میکشه...
لحظه هام تباهه بی تو...زندگیم سیاهه بی تو نمیتونم....
بمــــــــــــون..دل من فقط به بودنت خوشه..
منو فکر رفتن تو میکشه...
لحظه هام تباهه بی تو...زندگیم سیاهه بی تو..... نمیتونم....
قبل از اینکه دوباره تکرار بشه ضبط رو با حرص خاموش کردم....و سرعتم رو بالا بردم..
میخواستم با این احساس چیکار کنم...با قلب شکسته ای که هنوزم شهاب رو فریاد میزد...از توی داشبورد سیدی آهنگ های شادم رو در آوردم و گذاشتم..
امروز روز ناراحتی نبود...امروز میخواستم پیش دوستام باشم...مثل گذشته....نمیزاشتم هیکس امروز رو خراب کنه...
جلوی پاتوق نگه داشتم و بعد از خاموش کردن ماشین پیاده شدم...هنوز 5 دقیقه مونده بود...وارد کافی شاپ شدم...اومده بودن و یه دور میز نشسته بودن و هر هر میخندیدن...نسرین از دور من رو دید و برام دست تکون داد...رفتم پشت تنها صندلیه خالی مونده دور میز نشستم و گفتم:
_سلام به جمع رفقای بی معرفت...
سودابه گفت:
_ماشالله هیچوقتم از رو نمیری...سلام.
نسرین با نیش باز گفت:
_سلام هلی..
شهلا چهره اش رو کشید تو هم و گفت:
_سلام بی خاصیت...
_مرسی از این همه اظهار لطف..خجالتم میدین...نکنین اینکارارو...یه ماچی یه ب*و*سی..یه بغلی...ناسلامتی تولدمه بیشعورا..
شهلا چپ چپ نگام کرد و گفت:
_حالا نکه واسه ماچ و ب*و*سه پاشدی اومدی...من که میدونم الان تمام فکر و ذهنت پیش کادوهاست...
چشمامو گرد کردم و گفتم:
_من؟اصلا و ابدا.. کادو میخوام چیکار..مهم دیدن گل روی دوستانه..
سودابه با نیش باز گفت:
romangram.com | @romangram_com