#گوتن_پارت_262
چرا دیر می فهمیم بعضیا نباشن دیگه زندگی هم نیست؟
باز من و این چشمی که خوابش نمی بره بی تو
چشمی که خیره به عکساته چجور رفتی تو
باز من و فکری که خواب رو از چشمام گرفته
هنوزم روزامون با منه یادم نرفته
باز همه طعم تلخ خاطراتت
زیر لب حس می شه
سیبک گلوم به طور مسخره ای درد می کرد و با خشونت بالا و پایین می شد. بغض لعنتی واسه بازی کردن با نفس کشیدنم وقت گیر آورده بود!
تو
نخواستی بمونم پیشت
نخواستی بمونم پیشت...
می زاری سر رو بالش
romangram.com | @romangram_com