#گوتن_پارت_261
بغض تو گلوم داشت دیوونه ام می کرد ولی چرا راه تنفسم رو نمی بست که تموم شه؟ تموم شه این زندگی الان که دیگه هیچ بهونه ای نیست برای موندن!
حد اقل یه نفر بود که اذیتش کنم و جای دعوا کردنم بخندونتم! عین همه ادما اوار نشهرو سرم، خوردم کنه داغونم کنه اما تا می تونستم من خوردش کرده بودم...
حداقل یکی بود که بهم بگه بغض نکن. بگه تا من هستم کسی نمی تونه اذیتت کنه! راست می گفت! هیچ کس جرئت نمی کرد بیاد نزدیکم تا وقتی بود. بود؟ منم باورم شده بود که دیگه پیشم نمی مونه؟
من که زندگی ندارم
واسه من
درد نبودن تو کم نیس
آره زنده موندم اما
زندگی نکردنم
دست خودم نیس...
چقد من نامرد بودم؛ نالوطی طی کردم بات ارشان...چقد بی رحم بودم کور بودم، کر بودم. چرا تا وقتی یکی رو داریم نمی فهمیم کیه؟ نمی فهمیم داره خودش رو به آب و آتیش می زنه واسه ی زندگی ما؟
چرا دیر می فهمیم بعضیا نباشن پر از دردیم؟
که بعضیا نباشن زندگی خودمونو نمی تونیم بچرخونیم، اصلا نمی تونیم یه قدم از قدم برداریم...
romangram.com | @romangram_com