#گوتن_پارت_237

- توی اداره آدم خیلی آرومی بود؛ بیشتر ترجیح می داد توی خودش باشه. خیلی ماهر و خبره بود. حتی از لحاظ قدرت بدنی از خیلیا بهتر بود. سن و تجربه زیادی نداشت اما همیشه پرونده های سخت و بزرگ رو قبول می کرد. هیچ وقت به چیزای آسون راضی نمی شد.

گنگ داشتم نگاش می کردم، نگاهم حس کرد و به چشمام خیره شد.

این فعل های گذشته که استفاده می کرد، ناخواسته آتیش می زد به جونم... مکث کوتاهی کرد و ادامه داد:

- چهار سالی می شه که پلیسه. از وقتی که بیست سالش بود اومد تو این کار. به خاطر پدرش اجازه نمی دادن که ... اما پا پس نکشید. گفت به همه تون ثابت می کنم! ثابت می کنم که می تونم، شما نباید اسم بابام رو روی من بذارین! اون روز با غرور از خودش دفاع کرد و رفت؛ اما پای حرفش موند و به همه ثابت کرد، اولین کسی که از شجاعتش انگشت به دهن موند،سرهنگ بود!

نگاهم فقط به شیشه بود و دستگاهای سفید رنگ.

- مدتی به طور مخفی یه جورایی پلیس مخفی مشغول به کار بود؛ سرهنگ استعدادش رو که دید می خواست امتحانش کنه. پرونده های مختلفی رو بهش می داد تا اینکه... پرونده ی پدر خودش رو داد بهش. خود سرهنگ نظارت داشت و شبانه روز با همکاراش روی پرونده کار می کردن اما بازم می خواستن آرشان رو امتحان کنن. قبول کرد؛ یه جوری رفتار می کرد که حتی پدرش هم متوجه اش نشده بود. هر از گاهی از مکالمات مخفیانه باباش اطلاعات به ما می داد ‌و ما رد خیلی از باند های زیر دستش رو می زدیم و دستگیرشون می کردیم.

اما خود امیرارسلان خیلی زرنگ بود. هر بار که یه اطلاعات ازش بدست میاوردیم به راحتی قصر در می رفت، دم به تله نمی داد و هیچ ردی هم از خودش جا نمی ذاشت.

ما از ریز به ریز کاراش خبر داشتیم اما هیچ مدرکی نداشتیم که دستگیرش کنیم؛ یه باند بزرگ دیگه انگلیسی هم باهاش همکاری داشتن که چند وقت پیش قبل از دستگیری امیر ارسلان گرفتیمشون و تحویل پلیس بین المللی انگلستان دادیم. هر نوع کار خلافی که بگی می کردن. از قاچاق شیشه و هروئین تا انسان و ...

با انگشتام بازی می کردم. انگار متوجهم شده بود که مکث کرده بود.

- می دونم هیچ علاقه ای به شنیدن این حرفا نداری. اما باید بهت بگم با جزئیات که آرشان کی بوده.

بود؟ بود... فعل ها هم انگار قدرت پوزخند زدن رو دارن، همین کلمات چند حرفی قدرت اوار کردن قلب هایی به وسعت دریا رو دارن!

انگار خودش متوجه جمله ای که زد بود شد:


romangram.com | @romangram_com