#گوتن_پارت_205

- هر چقد دلت می خواد تلاش کن تا یه جوری از دستم در بری. می دونی من رو حرفم و کارام هستم هر کاری هم بکنی از چیزایی که بهت می گم بر نمی گردم پس الکی تلاش نکن.

اومدم یه جواب دندون شکن بهش بدم و داشتم تو ذهنم یه جواب حسابی آماده می کردم که گوشیش زنگ خورد.

به صفحه گوشی خیره مونده بود. مردد تماس رو وصل کرد. نتونستم اسم طرف پشت خط رو بخونم اما هر می که بود آرشان نمی خواست من بفهمم کیه که دستش رو گرفت رو دهنه ی گوشی و گوشیش رو محکم چسبونده بود به گوشش. طوری که هیچ صدایی نیاد بیرون.

با جوابای کوتاه و باشه باشه گفتن تلفنش رو قطع کرد. تو تموم این مدت هم زیر چشمی حواسش بهم بود.

- نفس من می رم جایی کار دارم میام.

با حالت مسخره ای گفت:

- نترسیا!

برای اینکه غرورم رو حفظ کنم اخم الکی بین ابروهام نشوندم و دست به سـ*ـینه تکیه دادم.

خنده ی آروم و کوتاهی کرد و از جاش بلند شد. صدای بسته شدن در که اومد فهمیدم رفته...

***

یه هفته و پنج شیش روزی می شد که توی ویلا بودیم. هر چقدر به آرشان بد اخلاقی می کردم بیشتر باهام راه میومد و حتی حواب تلخیام رو فقط با مهربونی و صبر و حوصله می داد.

گاهی که به رفتارم فکر می کردم با خودم می گفتم من اگه جای آرشان بودم حتی اگه عاشق هم بودم، نمی تونستم یه همچین رفتارایی رو تحمل کنم و لاقل یه بارم که شده یه جواب دندون شکن به این بد رفتاریا می دادم!


romangram.com | @romangram_com