#گودبای_تهران_پارت_664
اروم دوتا تقه به در زدم که گفت:
- بیا تو
وقتی درو باز کردم ؛ نزدیک بود از بوی سیگار خفه شم!
طبق معمول درازکشیده بود رو تخت و زرت زرت سیگار می کشید!
از قیافه ناراحتش میتونم بفهمم که بازم ترنم دست رد به سینش زده...
الان نزدیک یک هفته ایی میشه که هرروز دم خونه احسان و سپیدست!
بگذریم ، ملایم گفتم :
- شام حاضره
نیم نگاهی بهم کردو سیگارشو تو جا سیگاری کنار تختش ، خاموش کرد!
منم از اتاق خارج شدمو رفتم نشستم سر میز شام!
۳ دقیقه بعد خیلی بی رمق اومد نشست سر میز...
میدونید یکم وزن کم کرده بود!
شروع کرد با غذاش بازی کردن .
romangram.com | @romangram_com