#گودبای_تهران_پارت_661

هرچی من سعی می کردم آرامش خودمو حفظ کنم ، ترنم سوء استفاده می کردو پرو تر برخورد می کرد.



گفت:

- چون دیگه دلم نمیخواد باهات زندگی کنم! خصوصا حالا که نازنین برگشته فرصت خوبیه واسه رفتن من...

عمیق نگاهش کردمو گفتم:

- چرا حالاکه نازنین برگشته می خوای بری؟

ریلکس گفت:

- همین که گفتم ، اون خونه یا جای منه یا نازنین

اومد راهشو بکشه بره که دستشو سفت گرفتمو گفتم:

-وایسا ببینم

صداشو برد بالا و گفت:

- دیگه چی میخوای؟؟؟

نه دیگه نمی تونستم اعصابمو کنترل کنم ! یه سیلی محکم زدم بهش...


romangram.com | @romangram_com