#گودبای_تهران_پارت_652
- بیا بریم داخل
سری تکون دادم ، آب دهنمو قورت دادم. خدایا به امید خودت...
سیاوش جلو رفت منم پشتش راه افتادم
از پله های ایوون رفتیم بالا و سیاوش در سالن رو باز کرد...
خون تو رگام داشت منجمد می شد.
باهم دیگه رفتیم تو و وسط سالن وایسادیم
کسی نبود!
سیاوش صدا زد:
- ترنم؟؟(بلندتر گفت)ترنم کجایی؟؟
رفت سمت اتاق و بلافاصله اومد بیرون و گفت:
- نیست
گفتم:
- شاید تو یکی از اتاقای بالاست
romangram.com | @romangram_com