#گودبای_تهران_پارت_640
با لبخند گفتم: ممنون ، ولی خان اقا سیاوش حتی نمیدونه که من ازدواج کردم!
خان اقا به فکر فرو رفت...
گفتم:
- من روم نمیشه بهش بگم ! میشه شما وقتی بهوش اومد بهش بگید؟
ملتمسانه نگاهش کردم
مکثی کردو گفت:
- من میگم ؛ اما عواقبش پای من نیست دخترم
سریع گفتم:
- همینکه میگید ممنون
خان اقا سری تکون دادو چیزی نگفت!
....
نمیدونم چقدر گذشت!
romangram.com | @romangram_com