#گودبای_تهران_پارت_639
- خان اقا ، بخدا ما منظوری نداشتیم ! ناموس عماد ناموس همه ماست
از پله ها رفتم پایین و صدا زدم :
- خان اقا ، ولشون کن ! من باعث و بانی این قضیه رو واگذار کردم به خدا ( مژگان شرمنده سرشو انداخت پایین ) شما بیاین ، من یه کار مهم باهاتون دارم
خان اقا زیر لب استغفرلله گفت و از جمعیت خارج شد و اومد سمت من ، راهنماییش کردم سمت اتاق خودم
وقتی وارد اتاقم شدیم ، نشستیم یه گوشه
از حرفی که می خواستم بزنم ، دو دل بودم اما باید میگفتم
خان اقا گفت :
- چیشده دخترم؟
دلمو زدم به دریا...گفتم :
- من حاملم
خان اقا چشماش برق زد ؛ با خوشحالی گفت : مبااارکه مبارکهه ؛ انشالله صحیح و سلامت دنیا میاد
romangram.com | @romangram_com