#گودبای_تهران_پارت_634
دره اتاق خان اقا سریع باز شدو سراسیمه ازش اومد بیرون
شوکه شده به سیاوش نگاه کردو گفت:
- چیشدهههه؟
گریه امون نمیداد ، گفتم:
خان اقا توروخدا بیاین الان میمیره
خان اقا گفت :
- بیارینشششش تو
دوباره سیاوشو کول کردن و بردنش تو اتاق خان اقا یه گوشه خوابوندش رو زمین!
همه از اتاق رفتن بیرون
خان اقا شروع کرد عین دکترا معاینه کردن سیاوش
گفت:
-خداروشکر سرش نشکسته ، ضرب دیده ؛ الانم بیهوشه....نازنین بیا لباسشو در بیار تا من زخماشو ضدعفونی کنم (من خشکم زده بود ) یالاااا بجنب دختر
romangram.com | @romangram_com