#گودبای_تهران_پارت_630
عماد با چشمای قرمز و چند تا مرد دیگه وایساده بودن روبه رومون
همه اون زنا از جمله مژگان هم جمع شده بودن
وقتی به چشماش نگاه کردم و پوزخندشو دیدم ، فهمیدم خوده عوضیش عمادو خبر کرده...
سیاوش با عصبانیت گفت :
- چه خبره اینجا ؟! تو داری به کی فحش میدی مردک؟
عماد غرید :
- تو دیگه خفشو عوضی
داشت شر به پا میشد
سریع رفتم وسطشونو رو به عماد گفتم :
- اروم باش ، عماد چته؟؟؟ بزار الان همه چیو واست توضیح میدم ؛ باورکن ماجرا اونجور که تو فکر میکنی نیست .
با پوزخند عصبی گفت :
- دیگه چیو توضیح بدی؟؟؟ خودم با چشمام دیدم که تو ب*غل اون پسره عوضی بودی ؛ منه احمقو بگو که به تو ی هرجایی دل بستم
romangram.com | @romangram_com