#گودبای_تهران_پارت_618
به چند قدمیش که رسیدم وایسادم
دستشو اورد پایین ، ی سیگار دستش بود!
یادمه سیگار ، یکی از اعضای بدن سیاوش بود
با لکنت گفتم:
- بِ...بِ...بِبخشید
اون لحظه ایی که شروع به چرخیدن کرد ، واسه من اندازه قرن ها طول کشید
بلاخره چهرشو دیدم...
کی دیگه چشمای سبز به این خوشگلی داره جز سیاوش...
زجه زدم :
- سیاوووووشششششششش
دوییدمو خودمو پرت کردم بغلش
سفت بغلش کردم
بلند گریه می کردم
romangram.com | @romangram_com