#گودبای_تهران_پارت_601

سکوت بینمون برقرار شد ، سیاوش سکوت و شکست ؛ سرشو برگردوند ، زل زد تو چشمامو گفت:

- بین تو و نازنین ، بهم خورده نه؟

متعجب گفتم:

- چطور؟



جواب داد :

- چون دلت نمیخواد برگرده و نه خبری ازش می گیری (عمیق نگاهم کردو گفت) تواگه بخوای ، و بهم بگی کجاست من پیداش می کنم ، اما تو اینو نمیخوای

جواب دادم :

- اگه رفته ، یعنی جایی که الان هست بهتر از این خونست

گفت:

-تو چرا برگشتی؟‌چرا کنارش نموندی؟؟؟

به ی نقطه نامعلوم نگاه کردمو گفتم:

- چون من می خواستم از ایران برم ، اما نشد....پس ترجیح دادم که دوباره برگردم تهران


romangram.com | @romangram_com