#گودبای_تهران_پارت_583
پسره با تمسخر گفت: شما چرا استاد؟ ابجی هست
سیاوش حمله ور شد سمت پسره
خلاصه در گیری شروع شد
هیچکسم تو این پارک وامونده نبود که جداشون کنه
سیاوش دوتاشونو حریف بود
تا میخوردن میزدشون
تا اینکه بلاخره بلند شدن دوییدن فرار کردن
کت سیاوشو از رو زمین برداشتمو رفتم سمتش
گفتم: حالت خوبه؟
کتشو از دستم گرفت و با خشم گفت: چرا دیدی دارن مزاحمت میشن پا نشدی بیای پیشم؟
سرمو انداختم پایینو گفتم: چون نمیخواستم دعوا بشه....فکر میکردم قبل اینکه تو بیای دمشونو گذاشتن رو کولشونو رفتن
کتشو پوشیدو گفت: بریم
romangram.com | @romangram_com