#گودبای_تهران_پارت_582

اون دوتا پسر نزدیک شدن

اونی که عین بز نگاهم میکرد گفت : شمارتو میگی بزنم تا داداشت نیومده؟

قاطع گفتم: نه سریعتر گورتو گم کن

گفت: بابا چرا ناز میکنی ، مگه تو به عشق در یک نگاه اعتقاد نداری؟ همین چند دقیقه پیش ما ناخواسته بهم زل زده بودیم این یعنی عاشق شدیم دیگه



عجب غلطی کردما ، اینم معلوم نی چی واسه خودش بلغور میکنه

گفتم: توروخدا بیا برو ، سیاوش اگه بیاد میکشتمون

گفت: اه بابا ناز نکن دیگه‌‌‌‌....شمارمو بزنی تو گوشیت من رفتمم



- شمارتو بگو من سیو می کنم تو گوشیم

سه تایی برگشتیم سمت سیاوش

خون تو رگام منجمد شد! خدایا باز کتک؟

نههه


romangram.com | @romangram_com