#گودبای_تهران_پارت_557
گود بای تهران_ایلین اریانمهر
رفتم سمت اشپزخونه و مشغول اماده کردن صبحانه شدم
سیاوشم عادت داشت هر روز ی ربع بره حموم
تا وقتی که برگشت و لباسای بیرونشو پوشید ، همه چی حاضر بود
با رضایت اومد نششت پشت میز ، منم نشستم رو صندلی دقیقا رو به روش
همونجور که واسه خودم لقمه می گرفتم گفتم : امروز می خوام برم ارایشگاه
- خوبه
نگاهش به صبحانش بود
گفتم: تو کی برمی گردی؟
- دو نیم ، سه
+ من احتمالا ۵ کارم تموم میشه
بهم نگاه کردو گفت: اگه بخوای میام دنبالت
romangram.com | @romangram_com