#گودبای_تهران_پارت_556
نمیدونم چقدر تاب بازی کردم که نم نمک خوابم برد همونجا
....
با تکونای دستی سریع چشمامو باز کردم
اولین چیزی که دیدم ی جفت چشم سبز رنگ بود که سوالی نگاهم میکرد
به خودم اومدم....روی تاب تو خودم مچاله شده بودم
سیاوش گفت: ترنم؟
سریع بلند شدم ، روبه روش وایسادم
یه خمیازه عمیق کشیدمو گفتم: صبح بخیر ، ساعت چنده
گفت: ساعت هفته ، چرا اینجا خوابیدی؟!
-خواب بد دیدم ، اومدم بیرون تا ی هوایی عوض کنم که همینجا خوابم برد
دستمو گرفت و گفت: خب حالا برو رو تخت بخواب
-نه ، الان میرم برات صبحانه حاضر می کنم
اینو گفتمو سریع پریدم سمت خونه
romangram.com | @romangram_com