#گودبای_تهران_پارت_545
یه سوارکار داره با سرعت میاد این سمتی
اسبش چقدر شبیه اسب عماده...
تو کل روستا فقط اون ی اسب سیاه دارع که یالشو کوتاه نکرده...
وقتی نزدیکم رسید ، سرعت اسبو کم کردو وایساد...
حدسم درست بود....عماده
گود بای تهران:
همینو کم داشتم!
از اسب پرید پایین ، اومد سمتمو گفت: نازنین؟
طلبکار گفتم: این وقت روز اینجا چیکار میکنی؟
طلبکار تر از خودم جواب داد : من دارم میرم زمینای پشت دِه رو اب بدم ، تو اینجا چیکار میکنی
گیج وارانه گفتم: من؟ من خب...خب صبح خوابم نمیبرد رفتم قبرستون بعدم گفتم پیاده روی کنم که رسیدم اینجا
مشکوکانه به لباسم نگاه کردوگفت: داشتی میرفتی؟؟ نه؟
romangram.com | @romangram_com