#گودبای_تهران_پارت_544
کولمو بغل کردم ، سرمو گذاشتم روش
کم کم داشت خوابم می برد
ولی نه ، نباید بخوابم
هم خطرناکه ، هم اینکه ماشین بیاد ردشه بره جا می مونم
نمیدونم چقدر گذشته...
کلی کار کردم تا خوابم نگیره...
پاشدم شروع کردم به قدم زدن
توی افکار خودم بودم ، اینکه برگردم تهران چی میشه؟! واکنش سیاوش چیه...
تا سرحد مرگ کتکم میزنه
ترنم بی معرفت الان حالش چطوره؟
خوبه التماسش کردم که برگردا
۵ ماهه که ی خبرم ازش ندارم
صدای ثم های اسبی که شتابان از سمت روستا سمتم می اومد...منو از افکارم کشید بیرون .
romangram.com | @romangram_com