#گودبای_تهران_پارت_517
فهمید همون شماره قدیمیه
گفت: عجیبه...چون امکان نداره تو و نازنین از هم بی خبر باشین....راستشو به من بگو ترنم، من باید نازنینو پیدا کنم
+هیچ خبری ازش ندارم
با حرص گفت: لعنتی!
از جاش بلند شد...دستاشو گذاشت رو کمرشو گفت: مطمئنم که نازنین ترکیه نیست
قلبم ریخت...
ادامه داد : چون با کسی که سهیلو فراری داده حرف زدم...اون فقط سهیلو فراری داده(یه مکث طولانی کرد ؛ یهو صداشو برد بالاو گفت) میدونی شما دوتا احمق چه بلایی سره زندگی من اوردین؟ میدونین چه بلایی سر زندگی امیررضا اوردین؟ میدونینننن؟
بهم نگاه کرد ، اب دهنمو قورت دادم
یهو اروم شدو گفت: بگذریم ، چون من به زودی اونو پیدا می کنم حسابشو میزارم کف دستش ؛ خب حالا مجازات تو چیه؟ تویی که منو سرکار گذاشتی رفتی...
ارومو ترسناک گفت: یادته بهت گفتم اگه ولم کنی باید تاوان پس بدی...
چرخید دورم ، پشت سرم وایساد
شالمو برداشت
romangram.com | @romangram_com