#گودبای_تهران_پارت_510

اومدم برم‌تو خونه که یهو یکی محکم دره خونرو زد

حمیده نفله معلوم نیست چندتا از رفیقاشو خبر کرده امشب!



گود بای تهران:

مجید بی رمق پاشد رفت درو باز کرد....نمیدونم کی پشت در بود که مجید خشکش زده بود .

با لکنت گفت: آق..آقا شما...شما اینجا چیکار می کنید

یهو از کنار در پرت شد اونور.

با وارد شدن شخصی که مجید از ترسش لکنت گرفته بود ، به حیات! منم سنگکوب کردم...

قدرت اینکه چشمامو حرکت بدم نداشتم...

من دارم چی میبینم؟

با تموم وجود حس کردم که خون تو تنم منجمد شد

ی عرق سرد نشست پشتم....نفسم بالا نمی اومد...

همنطور که با اخم بهم خیره بود قدم زنون نزدیکم می شد...


romangram.com | @romangram_com