#گودبای_تهران_پارت_495

+جانم

-یه معرفی می کنی اینا کین

یه نگاه به همه کردو گفت: اومممم...اره الان میگم

دوتا گوش داشتم ؛ شیش تا دیگه قرض کردمو مشغول شنیدن صداش شدم...

+اون خانومه که لباسش سرمه ایی گل گلی هستش رو میبینی؟ اون انیس زن پسر خواهره مرحومه خان اقاست......اون دختره سفید پوسته ، یکمم تپله دخترشه......اون زنه که لباسش گلای قرمز داره رو میبینی؟ از من به تو نصیحت...با این زن به هیچ وجه در نیفت ، انچنان کولی بازی در میاره که نگو ؛ اسمشم مژگانه...جاری همون انیسه......اون دختر وسطیه که داره صحبت میکنه اونم گلاره دختره مژگانه‌...

اون یکی خانومه که قیافه مهربون اما شکسته ایی داره رو میبینی؟ اون زن پسر خان اقاست. زن مهربونیه اسمشم نرگسه.....(به پسرا اشاره کردو گفت) اون پسره رو میبنی(اِشارش به همون سوژه من بود)

گفتم: اره اره خب؟

+ اون عماده...پسر نرگس

خب پس اسمت عماده عزیزمممم ؛ اسمتم خیلییییی خیلی دوس!

خلاصه سمیرا همرو معرفی کرد ولی با این حرف اخرش خورد تو ذوقم بدددد

چرا؟ چون گلاره دختر مژگان رو از بچگی واسه عماد نشون کرده بودن و اسمش روش بود...

سمیرا می گفت همه دختر پسرای اینجا نشون کرده همدیگه هستن و بزودی باهم ازدواج می کنن

با شوخی گفتم: ای بابا...یعنی هیچی واسه من کنار نذاشتین؟


romangram.com | @romangram_com