#گودبای_تهران_پارت_496
سمیرا خندیدو گفت: چرا چرا....واسه تو یه مورد مناسب هست! (اشاره کرد سمت پسراو گفت: اون پسر چشم ابرو مشکی که چهره متینی داره رو میبینی....اون یوسفه....کسیو براش در نظر نگرفتن ؛ تا نپریده تورش کن
نگاهش کردم...داشت با بغلیش می خندیدو حرف میزد ؛ واقعا قیافش متین بود.....از اینا که قیافشون یجوریه که انگار همش لبخند رو لبشونه ...... میگن اینطور ادما بهشتین...
مهرش به دلم نشستاااا از نظر برادری....منتها جذاب من همون عماد بود که گلاره پدرسوخته تورش کرده......ایش ایش چه افاده ایی هم هست این دختر
میگید از کجا فهمیدم؟ از طرز حرف زدنش که هزارتا پیچو تاب به بدنش میده...
گود بای تهران:
زیر چشمی به عماد نگاه کردم ؛ اقا ببخشید ، بوسمو پس میگیرمممم
چمیدونستم نومزد داری !
سرشو اورد بالاو فهمید دارم نگاهش می کنم
عمیق و پنهانی ، بی پروا نگاهم کرد
خوبه زن داری داداش...
نگاهمو ازش گرفتمو افتادم به جون غذام.....
.
romangram.com | @romangram_com