#گودبای_تهران_پارت_494
به به چه منظره ایی ، چه ماهه قشنگی
(چشمم افتاد به پسرا) چه پسرااااای قشنگی .... خخخخخ
همشون مشغول حرف زدن بود ، اما اون پسر خوشگله نگاهش به من بود
ی نگاه به دورو اطراف کردم ؛ کسی حواسش بهم نبود
با لبم دستمو بوس کردمو فوت کردم براش...
بیچاره فکرکنممغزش هنگ کرد
تا سمیرا وارد بالکن شد سریع نگاهمو ازش گرفتم...
غذارو گذاشت جلوم . وای دلم ضعف رفت...
تازه فهمیدم چقدر گرسنمهههههه
افتادم به جون غذا .
سمیرا یه چایی دستش بودو به منظره روبه رو نگاه می کرد
گفتم: سمیرا
romangram.com | @romangram_com