#گودبای_تهران_پارت_492

.

.

وقتی چشمامو باز کردم ساعت ۱۱ شب بود !

از جام بلند شدم رفتم جلوی اینه...

موهامو شونه کردمو قسمتی از اونو ، ریختم بیرون از روسری محلی قشنگم

به صورتمم کرم زدم ، ی خط چشم نازک کشیدم.... یکمم ریمل زدم

تقریبا ارایش روزانه منو ترنم همینه!

اخی ترنم...

الان باید اینجا می بودی تا باهم سر اینه دعوا می کردیم .

خدایا ، کمکش کن تا هرچه سریع تر با مرگ مامانش کنار بیاد . آمین...

خلاصه از اتاق رفتم بیرون ؛ چشمم خورد به ی دسته زن که داشتن کنار شیر ابی که تو باغ بود ظرف می شستن!

یه سری دخترم نزدیک به زنا نشسته بودن و صدای خندشون رو هوا!

وقتی از اتاقم اومدم بیرون کفشامو پوشیدم ؛ زیر دامن بلندم قایم شدن


romangram.com | @romangram_com