#گودبای_تهران_پارت_491

+ خوب بخوابی

درو بستو رفت

از رخت خواب بالشتو پتو گرفتمو رفتم یه گوشه ولو شدم

خمیازه کشیدمو گفتم: هعی خدایا شکرت

یعنی ترنم تاحالا رسیده شهرشون؟

چقدر دلم براش تنگ شده

خداکنه زودتر برگرده

یاده حرفای خان اقا افتادم....مهرزاد!!!

سره مهرزاد چه بلایی اوردی بابا بزرگ؟

چرا سیاوش هیچ وقت راجبش بهم چیزی نگفت...



خلاصه خواب اجازه نداد بیشتر از این فکر کنم و منو از دنیای حقیقی برای ساعاتی جدا کرد .

.


romangram.com | @romangram_com