#گودبای_تهران_پارت_490
رفتم جلوی اینه...
وااااای چقدر باحاااااله
ی دور چرخیدم دور خودمو دامن خوشگلم بلند شد
اخییی عزیزممممم
سمیرا صدا زد: نازنین؟ پوشیدی؟
- اره بیا تو
وقتی از در اومد تو
با رضایت براندازم کردو گفت: باید برات اسفند دود کنم دختر....چشم میخوری تو
خندیدم گفتم: بیخیال بابا
گفت: چند ساعت دیگه وقت شامه....میتونی تا اون موقع استراحت کنی
- وای اره....ی روزه تمامه که عین جغد بیدارم
سمیرا مهربون گفت: چیزی نیاز نداری؟
- نه عزیزم دستت طلا
romangram.com | @romangram_com