#گودبای_تهران_پارت_489
با لبخند گفت: من ۲۵ سالمه
-خوشبختمممم اجووو
همدیگرو بغل کردیم
بعد با لبخند ازم جداشدو ی لباسو گرفت سمتم گفت: بیا بگیر بپوشش...قشنگه ، حتما بهت میاد
با لبخند لباسو گرفتمو گفتم: ممنون
چشمک زدو گفت: بپوش ببینم چجوریه تو تنت
- باشه
بعد از اتاق رفت بیرون...
با تموم وجود ی نفس عمیق از سره ارامش کشیدم...
چقدر این اتاق ارامش بخش بود
خدایا شکرت که منو بحال خودم رها نکردی
من به همینم راضیم...
لباسامو در اوردمو لباسای محلی رو پوشیدم
romangram.com | @romangram_com