#گودبای_تهران_پارت_470
نازی دستمو گرفتو رو به خان اقا گفت: ما الان برمیگردیم
خان اقا سرشو به معنی باشه تکون داد
با نازی دوییدم رفتیم سمت سمند
وقتی بهش رسیدیم نفس نفس میزدیم
نازی یکی زد به شیشه راننده
مرده با تعجب شیشه رو داد پایینو گفت: بله بفرمایید
نازی گفت: اقا شما میخواید برید تهران؟
مرده گفت: اره
نازی به من اشاره کردو گفت: میشه خواهر منم همراهتون بیاد...خواهش میکنیم
مرده موند چی بگه اما خانومی که کنارش بود با خوشرویی گفت: بله حتما عزیزم....میتونه سوار شه
مرده گفت: اره جا داریم سوارشو
نازی با لبخند گفت: ممنون
منم تشکر کردم
romangram.com | @romangram_com