#گودبای_تهران_پارت_460

.

.

انقدر زجه زدم که هنجرم درد گرفت

داشتم خوددزنی میکردم

محکم میکوبیدم به سینم....به سرو صورتمو مامانمو صدا میکردم

نازنینم سرشو گذاشت رو قبرو بلند بلند گریه میکرد



فکر میکنم نزدیک یکساعت بود که گریه کردیم

حسابی خالی شدم

اما هنوز یکمم از داغ مامانم کم نشده بود

بلاخره با نازنین رضایت دادیم بریم تو امامزاده

راه افتادیمو لنگون لنگون نزدیک امامزاده شدیم

زیاد بزرگ نبود


romangram.com | @romangram_com