#گودبای_تهران_پارت_459

نشست....به قبر خیره بود

منم نشستم....

نازی گفت: ترنم....باز تو مامانتو تا این سن داشتی...

تا این سن حس کردی چه طعمی داره...

اما من هیچ وقت مامان نداشتم...

همیشه وقتی میخوردم زمین یا ناراحت بودم میرفتم تو اتاقم درارو قفل میکردم...

سرمو فرو میکردم تو بالشتو جیغ میزدم من مامانمو میخام تا صدام جایی نره....

همیشه وقتی زنگ اخر مدرسه میخورد میدیدم همه دارن میرن بغل ماماناشون قلب کوچیکم ترک میخوردو میگفتم خدایا چرا من مامان ندارم؟...

ترنم هیچ وقت حس داشتن ی مادرو تجربه نکردم....

حتما خیلی خوبه....

حتما عالی ترین حس دنیاست.‌.‌.

ترنم تو چجوری با این غم کنار میای؟ ترنم میدونی چیو از دست دادی؟؟؟؟ ی چیزیو از دست دادی که خیلیا ارزو دارن ی ثانیه داشته باشن.....ترنم گریه کن....خالی شو

از حرفای نازنین دیگه داشتم زجه میزدم


romangram.com | @romangram_com