#گودبای_تهران_پارت_458

همیشه جلوی بقیه مادرا سرت پایین بود...

تو مثل مامانای دیگه نبودی...

تو ی زن محکمو استوار بودی که روزگار فقط شکنجش میداد...

اروم بخواب مامانم...

اروم چشماتو ببند مامان گلم...

شاید اون دنیا خدا هواتو داشته باشه...

مامان چشماتو ببند که جات بهشته...

اره چشماتو راحت ببند...

همینطوری بی صدا اشک میریختم تا اینکه رسیدیم به قبرستون

چراغای شهرداری روشن بود

زیاد ترسناک نبود

نازنین بیخیال از همه جا از میون قبرا گذشتو بلاخره سر ی قبر وایساد




romangram.com | @romangram_com