#گودبای_تهران_پارت_457

به ساعت مچیش نگاه کردو گفت: ۴ صبح



هوا تاریکه تاریک بود

همه جا ترسناک بود

ولی من فکرم‌پیش مامانم بود

یعنی دیگه تواین دنیا نیست؟ با این فکر ته دلم خالی شد

اشکام با شدت زیادی روون شدن

مامان هیچ خیری از زندگیت ندیدی

همش نقش کلفتو داشتی...

همش غصه میخوردی.‌..

اخه جیگرم کباب میشه وقتی میبینم دلت میخواست ی بارم که شده بری کربلا اما نشد...

جیگرم کباب میشه وقتی یادم می افته ارزو داشتی ی بار دیگه گنبد امام رضارو ببینی اما نشد...

مامانم الهی فدات بشم که فقط سرت داد زدن...


romangram.com | @romangram_com